این میهن من است

در تمامي اين سالهاي درد
روياي ميهني است که فريادش خونين و زخم خورده به ما مي رسد در پيچ و تاب قله ي پر برف
آنجا که روزگاري
در جستجوي خط فريدون
چرمينه پوش کاوه آواز عاشقان وطن سر داد باري دگر من سايه سپيد دماوند را مي بينم اين ميهن من است سر تا حصار ابر فرو برده دستان آفتابي را از شرق تا بام خراسان از غرب تا سنندج هر روز مي گشايد و پاي خواب رفته ي خود را در تا پاي خليج هميشه فارس رها مي کند ايران من غريب ترين است ايران من ولي در جلوه ي شکيبش خشم فرو شکسته ي خود را در روزي که دور نيست از سينه ي دماوندش بيرون مي ريزد

سلاااااااااااام
بعد یه مدت آپیدم ، یادم رفته چه جوری باید بنویسم :-)
خیلی از دوستام نیستن!!! خبری شده ؟؟؟ سایه همتون کمرنگ شده انگار :-)
خوووووووووب
حرفی که ندارم فقط دعا می کنم خدا کشورم ایران رو از دست دشمنانش نجات بده
موندم رای بدم یا ندم؟؟؟
اگه بخوام رای بدم به کی رای بدم ؟؟؟!
به احمدی نژاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به کهروبی !!!!!!!!!!!!!!!
به موسوی !!!!!
به رضایی !!
به رضایی بدم تعجبش کمتره :-) خوب همشهریم هست ، بختیاری هم هست
بی خیال پس رای نمیدم :-)
یه سوال کسایی که به احمدی نژاد رای میدن چه دلیلی دارن ؟؟؟ چرا فکر می کنن
می تونه به ایران خدمت کنه ؟؟؟
یعنی ایران اینقد بی ارزش و کوچیک شده که هر کسی میتونه واسه اداره کردنش
ادعا کنه ؟!!!
من که تو نمایندها آدم لایق ندیدم ...
به همه هم گفتم نمیشه بگیم کدوم بهتره ولی میشه بین بد و بدتر ، بد رو انتخاب
کنیم ... اینجوریفکر کنم عاقلانه تره :-)
من فقط نظر خودمو گفتم و قصد نداشتم به عقاید بقیه هم بی احترامی کنمبا لاخره
هر کسی یه نظری داره و فقط زمان می تونه ثابت کنه که نظره کی درستر و منطقی تر
بوده به امید سر بلندی ایران
فعلاً باااااااااااااااااای باااااااااااااااااااااااااااای
pn :پونی شناسنامم اینجا نبود وگرنه شاید فقط به خاطر تو به موسوی رای میدادم
، ببخشید دیگه ...
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم

| گر دست رسد در سر زلفین تو بازم | چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم | |
| زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست | در دست سر مویی از آن عمر درازم | |
| پروانه راحت بده ای شمع که امشب | از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم | |
| آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی | مستان تو خواهم که گزارند نمازم | |
| چون نیست نماز من آلوده نمازی | در میکده زان کم نشود سوز و گدازم | |
| در مسجد و میخانه خیالت اگر آید | محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم | |
| گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی | چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم | |
| محمود بود عاقبت کار در این راه | گر سر برود در سر سودای ایازم | |
| حافظ غم دل با که بگویم که در این دور | جز جام نشاید که بود محرم رازم |