تبليغاتX
TiTiSH

آخی چه نازه

سلام  یه سلامه پر از غم  چرا هر چی اتفاق بد با هم میوفته من گیلی جونم و می خواااااااااامچرا رفته  من که باهاش خدا حافظی نکردم خیلی دلم واسش تنگ شدهاخه چراااااا

به جون خودم  با اینکه تا حالا هیچ کدومتون رو ندیدم ولی همتون مثل خواهر و برادرام می مونین وقتی یکیتون می خواد بره دلم تنگ می شه  مثل وقتی حسن از وب اتوبان می خواست بره  یا آیلین...سارا....یا وقتی وب کوچه بی انتها آپ نمی کرد...حالا هم که گیلدا رفتهکاشکی دوباره بیاد...دبم واسش تنگ میشه ....

 

داره عید میشه ولی من افسرده شدم  هر چی می خوام از ته دل بخندم نمیشه نمی دونم چرا؟؟

راستیدور گل گلی هم یه خط پر رنگ قرمز کشیدمآخه فهمیدم با کی دوست شده ...اصلاْ باورم نمی شدآخه دوست دخترش یکی از دوستای صمیمیه خودم بود که یه نسبت دیگه هم با من داره که نمی شه بگم من همیشه جریان گل گلی رو واسش تعریف می کردم ولی اون اصلاْ به روی خودش نمی اورد...چقدر بد شد چقدر خودم و کوچیک کردم...اه اه اه ...دیگه نمی دونم چی بگم ...ولی می خوام آدم بشم مثل پینوکیو....

 

واسه عید ۳ تا ماهی خریدیم....یه نارنجی یه سیاه یه سفید...اولش سیاهه با سفیده تو یه تنگ بودن ...نارنجیه تو یه تنگ دیگه ....بعد نارنجیه رو گذاشتم پیشه اون دو تا تا تنها نباشه ولی ماهی سیاهه نمیذاشت ماهی نارنجیه بیاد پیشه سفیدهآخه هم سیاهه هم نارنجیه از ماهی سفیده خوششون اومده بود...ولی من سفیده رو دوست نداشتم آخه زشت بود ...واسه همین بردم عوضش کردم با یه ماهیه خوشکل...ولی وقتی برگشتم ماهی نارنجیه مرده بودچند دقیقه بعد هم ماهی سیاهه مردتقصیره من بووووووووووودنباید از هم جداشون می کردم...فکر نمی کردم اونا هم احساس دارن ...شاید بهم بخندین ولی جدی جدی اونا هم دیگه رو دوست داشتن آخه رفتم ماهی سفیده رو پس بگیرم ماهی فروشه گفت مردهچقدر من بدم فقط به خاطر اینکه زشت بود عوضش کردم ....الان هم حسابی عذاب وژدان دارم...

 

عید نوروز همتون مبارک باشه ...امیدوارم سال خوبی داشته باشین هم خودتون هم خانوادتون خیلی خوشحالم که تو سال ۸۵ این همه دوست پیدا کردم ...

کاشکی هیچ وقت هیچ کدومتون نرین

کاشکی گیلدا برگرده

کاشکی هر کی مریضه حالش خوب بشه

کاشکی هر کی مشکل مالی داره مشکلش حل بشه

کاشکی هیچکی معتاد نشه

کاشکی همه برن دانشگاه

کاشکی همه به آرزوهاشون برسن

کاشکی هیکی نمیره

کاشکی من یه آدم خوب بشم......

 

دیگه برم دوباره سال نو رو تبریک می گم این دفعه با آهنگ  دیری دیریرین دیری دیریرین دیری دیریری دیریری دیریری دیریرین   آغاز سال یک هزارو سیصدو هشتادو شش         

سال خوبی داشته باشین ...بای بای تا سال دیکه 

+ نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 8:56 PM توسط مریم |

سلام ببخشید به هیچکدومتون سر نزدم آخه سیستم خرابه همش هنگ می کنه نمیدونم جرا ...هنوز به خیلی ها نگفتم آپیدم...اگه یکی به گیلدا سر زد بهش بگه ...من نمی تونم واسه هیچکی کامنت بزارماز همتون مرسیاین حرف جدیده
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 2:18 PM توسط مریم |

سلام                .دیگه دیر دیر آپ می کنم ...اینقدر حرف دارم نمی دونم کدوم و اول بگم

بزار فکر کنم      از گل گلی بگم یا پسر لوازم آرایش فروش    از دوتاشون    خوب این مدت  که نبودم با گل گلی خیلی بهتر شدم ...یعنی اون با من بهتر شده ...مثلاً میرم گل بخرم همش میگه واسه شما تخفیف داره       ولی اینقدر با ادب حرف می زنه اعصابم خورد می شه    ولی باز خیلی خوبه خیلی ها رو اصلاً تحویل نمی گیره      بعضی وقتا عموش تو مغازه می ایسته آخه گل گلی دوستاش میان پیشش اونم میره  میایسته بیرون ....ولی وقتی من می خوام گل بخرم خودش میاد بهم میده     ...ولی بازم مثل یه مشتری باهام رفتار می کنه ولی یه کم صمیمی تر     ولی بر عکس پسر لوازم آرایش فروش  با اون حسابی دوست شدم        الان می گم چه جوری باهاش دوست شدم...یه روز دوستم اومد خونمون بعد همش داشت از فست فوود  یکی از آشناهاشون تعریف می کرد  ...آخه تازه افتتاح شده بود ...خیلی شیک بود مثل تووین کیان پارس آخه منم رفتم  

خلاصه کارت بهم داد گفت به دوستات یا آشناهات که به قول خودش های کلاسن  بدم برن اونجا 

منم گفتم به روی چشمم ...بعد لباسامو پوشیدم    ...آماده شدم واسه تبلیغات سالم   ... رفتم سراغ گل گلی  دوستمو مجبور کردم گل بخره  آخه نمی شد بی دلیل بریم اونجا که ...بعد که گل خریدیم  منم یکی از کارتا رو بهش دادم بعد گفتم بگین از طرف ........اومدین واستون مخصوص میزنن      بعد گفت  یه وقت چیز خورمون نکنن      منم گفتم خیالت راحت ...چه پر رو شده  میگم من  دستمو بزنم تو عسل بعد بزارم تو دهن این گلگلی باز گاز میگیره ...بازم تیرم به سنگ خورد اعصابم خراب شد ...دوستم رفت من تنها برگشتم خونه یه هو دیدم  پسر لوازم آرایش فروش هستش    رفتم پیشش الکی چند تا وسیله قیمت کردم  بعد دوباره یه کارت دادم به اون ...اینقدر تحویلم گرفت که نگو...کف کردم      بعد گفت ایم کارت مغازه شماره مبایلم هم هست  .... ولی من که زنگ نزدم که   نه؟؟؟؟  آخه هر وقت کار داشتم خودم  پا می شدم میرفتم    الان خیلی با هم دوستیم تازه اون روز رفتم  یه چیزی بخرم از جلو مغازشون رد شدم یه هو  منو دید  من اصلاً حواسم نبود        بهد گفت وایسا کارت دارم ..مشتری داشت وقتی رفتن بهم گفت  امروز اگه بیکاری بیا با بچه ها بریم  کافی شا پ                    منم گفتم با کی ؟؟؟؟گفت چند تا از دوستام با ایا لشون   ولی من حوصله نداشتم     همش می گفتم کاش تو گلگلی بودی    بعد گفت اشکال نداره چیزی شده ؟؟؟؟منم گفتم نههههههههه  بعد گفت این وسیله ها رو جدید واسم اوردن اگه دوست داری بردار   منم گفتم باشه   یه عروسک خوشکل هم بهم داد  آخه تو مغازشون عروسک هم هست...آخی چه پسر ماهی ...

 

ولی من که همش تو فکر گل گلیم    اصلاً قلبم همش جا واسه ۳ نفر داره یکیش واسه پسر لوازم آرایش فروش ۲ تاش واسه گلگلی    دیگه برم بقیشو بعداً می گم 

 

  خرید گل و لوازم آرایشی در روحیه بسیار زیاد تاثیر مثبت می گذارد ....  پس بیایید همه با هم گل بخریم    

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 10:15 AM توسط مریم |

RSS

Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker