تبليغاتX
TiTiSH

آخی چه نازه
سلام...

باشه خیالی نیستبعد ۳۰ روز اومدم شما رو ببینم که کسی هم به ما سر نزدهعیبی نداره...

من ساعت ۷ امروز دارم بر میگردم.. این چند بیت شعرم همین الان مریم واسه من گفته.. خودش سروده......  منم گفتم بنویسم براتون ببینید چقدر با استعداد و عاشقه

صبر کن

صبر کن چشم من از دیدن تو سیر شود. بعد برو

یا که دل پای غمت بسته به زنجیر شود. بعد برو

شعله عشق تو افتاده به ناگاه برین خانه دل

صبر کن لااقل این شعله زمین گیر شود. بعد برو

خواب دیدم که بهار است. تو زیبا چمن ارای منی

صبر کن خواب من غم زده تعبیر شود. بعد برو

دل محنت زده ام منتظر گوشه چشمی از توست

نگهی تا دل من بسته و در گیر شود. بعد برو

گفته اند عشق اهورایی من عشق عبادیست عزیز

بگذار عشق تو هم پیش تو تفسیر شود بعد برو

خوب دیگه برم به بقیه کارام برسم ..

مواظب خودتون باشید اینجاهم سر بزنید ضرر نمیکنید...

بای بای

+ نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 4:20 PM توسط مریم |

سلام ..

خوبید... بابا دمتون گرم اینجوری هواستون به مریمهاصلا الان یکی بیاد بگه مریم کجاست؟ چرا دیر اپ میکنه؟ چرا بهتون سر نمیزنه؟هاااا؟؟ چی شد؟ کم اوردید؟عیبی نداره خودم جواب همشونو میدونم فقط خواستم شما رو امتحان کنم.....

من دیشب ساعت ۴ رسیدم خونه و ساعت ۷ صبح ۱شنبه باید اونجا باشم

بعد اینکه بذارید جواب سوال ها رو بدم..جواب سوالا دو دلیل داره ۱ تلفنشون قطه که این میتونه جواب همه سولا باشه ۲  میخواد بگه خیلی با معرفته وقتی من نیستم نمیاد بالاقربونش برم انقده مهربونه

تو این مدت انقدر زنگ زد پادگان هم تلفنشون قط شد هم من اومدم مرخصی

میدونم یه ذره از دستم ناراحته به خاطر این مرخصی دیر وقت و بی وقت ولی خدا کنه که باور کنه دست من نیستیکی اینو بهش ثابت کنه که تو اموزشی اونم تو عجبشیر مرخصی گرفتن سخته یعنی غیر مکنهبخش نامه جدید اومده فقط روزهای تعطیل اونم فقط داخل شهر نه بیشتربه جون خودم راست میگم

خوب دیگه وقت ندارم از خاطرات پادگانی بگم...تا همین جا بسهاگه وقت بشه یه پست دیگه میذارم بعد میرم

فعلا کارایی که گفتم یادتون نرهیه چیز مهم داشت یادم میرفت...الان که تلفنشون قطه اگه یه وقت اومد بالا بهش بگید خیلی دوسش دارم...

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت 5:30 AM توسط مریم |

RSS

Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker