صلام
نه ثلام هااااااااااا بازم قلطه خوب سلعام این جوری نبود یادمه تو مدرسه شکلش یه جوره دیگه بود خوب البطه حر چیزی با گزشت ظمان شکلش عوظ میشه
خوب بگزریم شایدم بگذریم نمیدونم چه فرقی میکنه
مصلن اگه از خیابون با این ذ بگذری چه فرقی می کنه تا با این ز بگزری
شاید با این ذ ماشین زیرت نمیکنه...
خوب چه خبر
...من بگم ؟؟؟؟؟؟خوب مهمود واااااااااای مهمود چرا عوظ شده
وایصا یکم فکر کنم محمود شاید
باز خدا رو شکر همش 2 طا ه داریم
ای بابا دیگه خودتون بح بذرگیه خودطون ببخشید یکم دیکطم زءیفه
همیشه تو مدرثه 5/19 میگرفتم 



مرصی مرصی این کارا چیه خجالط میکشم
عاخه موعلما بام لج بودن وگرنه ۲۰ میگرفتم
اینم از شانصه منه
...اگه خدا بخواد محمود می آد تا چند روظ دیگه
...الا حی دلم واصش طنگ شده
ههههههههههههی بهله دیگه من همیشه دوسط داشتم نو یصنده بشم
حمه میگن اصطعداد دارم
...حمه یعنی مامانم و خودمو
یه چند نفر دیگه زیادن تو مقزم جا نمیشن
وااااااااااااااای شاسخین بشین الان میوفتییییییییییییی
بچست دیگه چه کارش کنم ...یادش به خیر اون روزا که رایانم کوچیک بود
منو مهمود حمیشه می بردیمش گردش ...ولی این شاسخین بیچاره شانس نداره
الحق که شانست به خودم رفنه
مااااااااااااااااااادر ایشالله باباتون میاد با هم میریم پینکیک
بعد می برمتون پارک
بعد میریم خونه خالاه مریم و عمو سید
بعد میریم خونه پونی ...بعد میریم خونه آسمونی و صغی جونمو و ایشالله سفر خارج از کشور میریم خونه خاله آیلین و خاله گیلدا واااااااااای مُردم آخه بچه هم اینقد ولگرد
میشه ...همینه دیگه بابا بالا سرتون نیست
از فرصت استفاده میکنین
...حالا بزار یه سر برم
خونه سانازینا و عاطفه اینا و مینا اینا و سحرینا و مامانمینا و خاله بزرگه و دختر عمه وسطیه و دایی و ...بعد شاید بردمتون پارک سر کوچه
آخه من خوبیتونو میخوام ...دلم نمی خواد مثل این آدما بشین که هر روز خونه یکی پلاسن
آخه مادرتون این جوری بوده باباتون اینجوری بوده فردا بگم شبیه کی شدین 
![]()
بگذریم...خوب 
آخه مگه خودتون خوانواده ندارین مگه احساس ندارین ...این گلا همه خراب شدن ای خدااااااااا
من مُردم از بس مس سابیدم تا کی بچه هام با دوغ روزگار بگذرونن آخه الان سنه رشتشونه....باید یه غذای درست وحسابی بخورن
تو این مملکت من دست تنها با ۲ تا بچه حالا می فهمم خاله قورباغه چی میکشید با ۹۸ بچه 
خوب دبگه هیچی فعلاْ یااااااااای باااااااااااااااااااااااااااای
گُل ...
گُل ...
گُل ...گلای خوشکل
بخرین واسه هم دیگه 









اینام واسه محمووووووووووووووووووووود 

شلام دلم می خواد بگم شلام به جای سلام
می خوام ببینم فزولش کیه
خودم می دونم فزول با این ز نیست
آره
دعوا دارم آخه زورم زیاده
...همتونَم می زم
.... ![]()

خوب سلام سلام سلام ...به به به صغی جونم برگشته الهی من قربونش بشم
بله دیگه بعضیا م باید یه جورایی تهدیدشون کنیم تا بیان نظر بدن مثل پ......ی هر کی گفت جای خالی چی میشه جایزه داره
برم سر اصل مطلب
باشه خوب امروز یه جریانه جالبو واستون تعریف می کنم
بهله اون روز داشتم تو خیابون راه می رفتم
یه هو یه چیززززززی دیدم
واااااااااااااای یه چراغه قدیمی ...بعد زود برشداشتم روش یه دست کشیدم یه هو غولش گفت هووووووووووووووو
سه آرزو کن ارباب
منم گفتم هااا
منو می گی ؟؟؟؟؟؟؟غوله هم گفت بله ارباب
...آخی هول شدم وایسا الان میگم
بعد بهش گفتم حالا چرا سه تا همش
اونم گفت این قانونشه
منم گفتم هااااا
خوب باشه اولیش اینکه می خوام هزارتا آرزو کنم
اونم گفت گفتم سه تا
من گفتم آهااا خوب ااز اول می گفتی
حالا در باره چی باشن آرزو هام
غوله هم یه هو قاطی کرد گفت سه تا آرزو کن دیگه می خوام برم هزارتا کار دارم
منم گفتم باشه چقد زود اصبانی میشی به اعصابه خودت مصلت باش اینجوری زود پیر میشی ها
خوب فقط یه راهنمایی بکن بعد منم ۳ تا رو میگم
اونم گفت هر چی می خوای بگی بگو فقط زود باش
منم گفتم باشه ...خوب مادی باشن یا معنوی
اونم گفت بی خیال به جهنم ۲ تا معنوی ۳ تا مادی...منم گفتم حالا خوب شد
بعد آرزوهامو گفتم یکی از آرزوهام هم این بود که بتونم آرزوی دوستامو بر آورده کنم
خوب حالا قرار شد که هر کی می خاد آرزوشو بگه من واسش بر آورده می کنم
راستکیه راستکی
خوب اول آرزوی محمود و بر آورده کردم

حالا نوبت
صغی جونم وآسمونی جونم و سانی و پونی و سید و خانومش وخانومچه و آقاچه و آیلین و داداش عبدالله و داداش مرتضی و فروغ و هومن شاعر تنها و مسافر و الهام پرسپولیس و دو تا رضا و یه دخمل تنها از وبلاگه درخته من و ماری و...دیگه هر کی هم آرزو داره بگه دیگه... یه سفره پهن شده بزار همه بخورن ![]()
خوب آرزوهاتونو می تونین کامنت بزارین می تونین تو وبلاگه خودتون بزارین البته کامنت باشه زودتر بر آورده میشه
یادتون نره
فعلاْ بای بای عزیزانه من
گل های نو شکفته
باااااااای بااااااااااااااااای
مریم
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام
خوبییییییییییین ؟ من خیلی خوبم
دیگه افسرده نیستم
اینقد حرف دارم واستون که نگو ...خوب از کجا شروع کنم
آها از امروز خوب صبح پا شدم رفتم بیمه آخه نمی دونین چه کار کردم
لیست بیمه این ماهو من باید می بردم اداره بیمه. گفته بودن تا روز ۳۰ هر ماه وقت هست تحویل بدین ...منم روز سیوم به خودم گفتم بی خیال حالا سیوم یا یکم چه فرقی می کنه بگیر بخواب بابا
بعداْ برو تحویل بده اگه قبول نکردن یه کم اصرار کن قبول می کنن
خلاصه حسابی خوابیدم بعد یکُم رفتم که پرداخت کنم گفتم خانم دیر اوُردین جریمه شدین
منم گفتم یعنی چی ؟ گفتن هیچی ۲ برابر میشه
ای ول من واقعاْ نابغم
تو یه روز این پولو ۲ برابر کردم
خلاصه با هزار بد بختی به کار فرمام گفتم
با کلی ترس و لرز ....وقتی داشتم میومدم خونه دم در بهش گفتم
من دارم میرم راستی لیست بیمه رو دیر دادم جریمه شدیم ...بعدم فرار کردم
حالا تا فردا خدا بزرگه بی خیال به قول یکی از دوستام آب که از سر بگذرد چه یه وجب چه صد وجب ...خوب حالا بریم تو خونمون ...ساعت ۱۱ ظهر تو پذیرایی :
مامان: مریم بیمه رو چکار کردی
من : هیچی درست شد
مامان : این چیه خریدی
من : کیکه شوکولاتی...دلم خیلی می خواست خریدم
مامان : پول داشتی مگه ؟ 
من : هااااا آره خوب از همون پولایی که بهم دادی دیگه 
مامان : سر ماه بات حساب می کنم
من : سر کدوم ماه 
مامان : همین ماهی که میاد ![]()
من : یادته اون روز رفتم بیرون گفتی بستنی بخر ؟؟؟ 
مامان : خوب
من : خوب با پوله خودم واست خریدم تازه اون روزم که دارو گرفتم پول کم بهم دادی
مامان : خوب ...مگه چقد میشه یه بستنی با چند تا قرص 
من : خوب یه بستنی ۵۰۰ تومن قرصاتم ۳۵۰ تومن از پوله خودم گذاشتم ![]()
مامان: خوب این کیکه چند شد 
من : هاااااا
خوب همش شد ۴۷۰۰ تومن اصلاْ بی خیال می خوای من ناهار درست کنم
مامان : باشه ...چی می خوای درست کنی
من : سوسیس ولی یه جوری که تا حالا نخوردی ![]()
بعد رفتم تو آشپز خونه تند تند همه چی با هم رنده کردم بعد چند تا فل فل سبز هم رنده کردم که تند بشه بعد سوسیس خورد کردم توش بعد با سوس به هم زدم
بعد خواستم سرخ کنم مامانم گفت بزار همه بیان بعد سرخ کن که گرم بمونه ....خلاصه چند دقیقه بعد یه بویی میو مد رفتم دیدم مامانم داره غذا درست می کنه بعد جیغ زدم مامان سوسیسا کو ؟؟؟؟؟؟؟ اونم گفت نمی خواد درست کنی با اون غذات خودم دارم درست می کنم
بعد رو گازو نگاه کردم دیدم سوسیسای گلم و ریخته تو سیب زمینی و هویج و فل فل دلمه ای داره سرخ می کنه
قلبم شکست
یعنی چی بعد می گن بلد نیست غذا درست
کنه آخه مگه می زارن من استعدادام رو شه ...چه قد واسشون نقشه کشیدم
من: دیگه تو این خونه دست به سیاه و سفید نمی زنم . دیگه تا زندم غذا درست نمی کنم 
مامان :نه اینکه تاحالا خیلی کار می کردی
من : یادت نیست ؟؟؟؟؟؟ اون روز ... 
بعد دیگه مامان ادامه نداد منم بی خیال شدم آخه اصلاْ اون روز و خودمم یادم نیست ![]()
خوب حالا بریم سر اصل مطلب یعنی آقا محمود
که الهی من قربونش بشم
واسه سربازی رفته مشهد دلم واسش یه ذره شده
الهی من بمیرم که اینقد اذیتت می کنن
من و رایان دلمون واست یه ذره شده
چیییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ رایان کیه ؟؟؟ خوب رایان پسرمون دیگه
حق داری خیلی وقته نیستی
نیستی ببینی که چقد بزرگ شده
الهی مامان قربونش بشه
؟
خوب محمود قول داده اولای آذر بیاد
خیلی خوب میشه
دیگه هیچی فعلاْ بای بای
pn : با شر کت در طرح آبی از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح و با شرکت در طرح قرمز ۶ عصر تا ۱۲ شب وبا شرکت در طرح طلایی برای همیشه از گلهای مجانی استفاده کنین ... ![]()
