تبليغاتX
TiTiSH

آخی چه نازه
 

 

سلاااااااااااااااام

این آپه محموده داده من بنویسم ...

 

 از من پرسيد: به خاطر كي زنده هستي؟

با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم " به خاطر تو "

بهش گفتم: " به خاطر هيچكس "

پرسيد: پس به خاطر چي زنده هستي؟

با اينكه دلم داد ميزد " به خاطر دل تو "

با يه بغض غمگين بهش گفتم: "به خاطر هيچ چي "

ازش پرسيدم: تو به خاطر چي زنده هستي؟

در حالي كه اشك تو چشماش جمع شده بود گفت:

به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده هست

و اینم قسمت دوم

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم

همیشگی

 رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس

کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار

غرورش همه ی وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچ

چیزی جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گلت رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و

آروم زیر لب بگی :

 گل من باغچه ی نو مبارک

 

pn : نیست من رفتم با یه نفر دیگه ....محمووووود اینا رو نوشته واسه من

 

 

گل بخرین فعلاً باااااااااای بااااااااااااااااااااااااااای

 

 

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 3:49 PM توسط مریم |

 

سلااااااااااااااام

 

به به به چقد خوبه همه رو اذیت کنی اصلاْ مردم آزاری خیلی حال میده

میگن اگه کسی از آزاره مردم لذت ببره یعنی سادیزم آزار داره !!!

 

اون روز تازه از سره کار اومده بودم بعد مامانم گفت بیا تلفن !!! فرزانه کارت

داره ...

من : فرزانه چه عجب بعد این همه یاده من افتاده

فرزانه : سلااااااااااااااام خوبی ؟؟؟دلم واست تنگ شده بووووووووووود

من : سلام

فرزانه  : چه خبر بی معرفت شدی ...چرا نمیای سر برنی بهم

من  : من بی معرفت شدم؟؟؟؟؟؟من که این همه زنگ میزنم بهت

فرزانه : خوب چرا نمیای سر بزنی

من  : حالا که دارم میرم ( همین جوری الکی از دهنم پرید  )

فرزانه : کجاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟

من : هااااااا

آها آخه داییم واسه منو مامانم ویزا فرستاده دارم میرم انگلیس

فرزانه : واقعاْ ؟؟؟؟؟

من : آره

فرزانه  : کی بلیط دارین ؟؟

من : هاااااا بیلیط ؟؟؟ ۲ هفته دیگه

فرزانه : کی بر میگردی؟؟

من : برگردم  دیگه بر نمی گردم

فرزانه : وااااااااااااااای ببخشید مریم من خیلی بی معرفت بودم من

تو رو بیشتر از همه دوستام دوس دارم  کاش نمیرفتی       

من : دیگه گذشته ...بی خیال

خلاصه یکم دیگه حرف زدیم بعد قط کرد

ها ها ها ها خودت خواستی فرزانه

بعد فرداش زنگ زدم به عاطی و راضی و سمیرا و سمیه و سحر دعوتشون

کردم خونه واسه خداحافظی از من

بعد هم زنگ زدم به فرزانه گفتم شنبه صبح باید برم تهران شاید دیگه نیام ...

از همون جا برماگه می خوای جمعه بعد از ظهر بیا واسه خدافظی اونم گفت

من دانشگام تا ساعت ۳ ( داشگاه مسجد سلیمان میره ...با اهواز ۲ ساعت

 فاصله داره ) منم گفتم نمی دونم دیگه من تا ساعت ۷ خونم اگه خواستی خودتو

برسون اونم گفت باشه

بهله جمعه ساعت ۵ همه اومدن فرزانه هم ساعت ۶ اومد بی چاره

تازه مامانشم اورده بوووووووووووووووود  مامانش شهرستان بود تازه رسیده

 بود وقتی فهمید ما داریم واسه همیشه میریم گفت منم میام ...با اینکه خیلی

خستم جاتون خالی اینقد خندیدم که نگو

کادو هم واسم اورده بودن آخی عاطی واسم یه تاپه صورتی خیلی ناز اورده بود فرزانه

هم یه ادکلن از این خوباااااا وقتی مامانشو دیدم ترسیدم اگه بفهمه دروغ گفتم چی

میشه؟؟؟؟ همش به مامانم می گفتم یه جوری درستش کن من چه کاااااااااااااااااار

کنم حالااااااااااااا

خلاصه مامانم یه جوری به مامانش گفت اولش یکم ناراحت شد ولی بعدش دیگه یادش

 رفتبعد مامانم گفت مریم از بچگی همین جوری بود همش همه رو اذیت می کنه 

نمی بینی من ناراحتی قلبی گرفتم از بس این بچه منو ترسونده هر روز با یه ماسکه

 ترسناک میپرید جلوم یا با کاغذ مارمولک درست می کرد مینداخت رو دست و پامون

من :

فرزانه : خیلی بی ادبی مامانم تازه از راه اومده بود خیلی خسته بود

من : حقت بووووووووووووووود

بعد دوباره کلی بچه ها رو خندوندم آخه من علاوه بر استداده مردم آزاری تو دلغک

بازی هم استعداد دارم

ولی حالا همه تصمیم گرفتن با هم منو بزارن سر کااااااااااار ولی کور خوندن

ولی شب ساعت ۱ بود یه اس ام اس اومد  بعد نوشته بود  فردا بعد از ظهر

 خونه باشین یه نفر می خواد با خوانواده بیاد واسه خواستگاری ....

من : واااااای من حالا نمی خوام عروسی کنم که ...تازه محمووووووود

چی ...نه اصلاْ ...نمی خواد بیاین

بعد دیدم آخرش نوشته ستاده شاد سازیه دخترانه دمه بخت

ای ول رفته بودم سره کار حسابی

ولی در کل خیلی خوش گذشت بعد ۲ سه سال همه دوستام دوره هم جمع شدیم

 خیلی هم خندیدیم ...سادیزمه من باعث شده بود البته... حالاااا بگین مردم

 آزاری بده

 

فعلاْ باااااااااااای باااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 1:21 PM توسط مریم |

 

 

متالیکااااااااااااااااا

سلاااااااااااااام یه سلامه بزرگ به گیلدا یه دفه یاده گیلدا افتادم دلم واسش

خیلی تنگ شده کاش برگرده...سارا هم همینطور اونم خیلی وقته نیستش

خوووووووووووووب فعلاْ می خوام یه مدت فقط بیوگرافیه خواننده های مورد 

علاقه ی خودمو بزارم فقط ...اگه خبری شد یا یه اتفاقه جالب افتاد آپ می کنم

 

امروز بیوگرافیه متالیکاااااااااااااا            

 

اعضا :

 

 

نام: Jamez
نام خانوادگی: Hetfield
تاريخ تولد:  ۱۳  آگوست ۱۹۶۳
محل تولد :  لوس آنجلس
ساز تخصصی : گيتار و پيانو و( خوانندگی در متاليکا)
رنگ چشم : آبی
رنگ مو: بلوند
قد:  ۱ متر و ۸۵ سانتی متر
وزن:  ۸۱  کیلو
تعداد فرزندان: ۳  بچه
تعداد خواهر و برادر:  دو خواهر بزرگ
اشعار و نيز آهنگسازی متاليکا به عهده ی جيمز می باشد

 

نام :   Lars   
نام خانوادگی:  Ulrich
تاریخ تولد :  26  دسامبر ۱۹۶۳
محل تولد :  کپنهاک(دانمارک)
ساز تخصصی : درامز
رنگ چشم : قهوه ای
رنگ مو:  قهوه ای روشن
قد : ۱  متر و ۷۴سانتی متر
تعداد فرزندان :  ۲   بچه

لارس از اول تو اين گروه بوده او به همراه جیمز آهنگسازی متالیکا را بر عهده دارد

نام : Kirk Lee
نام خانوادگی :  Hammett   
تاریخ تولد :  18   نوامبر ۱۹۶۲
محل تولد :  سانفرانسیسکو
ساز تخصصی : گیتار الکترنیک و لید گیتار
رنگ چشم :  قهوه ای
رنگ مو  : قهوه ای
قد  : ۱  متر و ۷۵ س
وزن :  ۶۹كيلو
تعداد خواهر و برادر :  یک خواهر کوچک و یک خواهر و برادر بزرگ

 

نام  :  Robert        
نام خانوادگی :  Tujillo
تاریخ تولد  :  23  اکتبر 1963
محل تولد  :  کالیفرنیا
ساز تخصصی  :  باس گیتار
رنگ چشم  :  قهوه ای
رنگ مو  :  سیاه
قد  : ۱ مترو ۷۵س
وزن  :  ۸2 کیلو
تعداد فرزندان  : ازدواج نکرده.
به جای جیسون آمده...

 

نام :  Jason Curtis
نام خانوادگی  :  Newsted  
تاریخ تولد  :  ۴  مارس ۱۹۶۳
محل تولد  :  بتل کریک(میشیگان)
ساز تخصصی  :  باس گیتار
رنگ چشم  :  قهوه ای
رنگ مو  :  قهوه ای

در سال ۱۹۸۱ و به طور دقيق ۲۸ اکتبر نوازنده درام يعنی Larse Ulrich  از طريق

آگهی روزنامه  پيشنهاد تشکيل يک گروه   هوی متال   را ميدهد که از طرف

James Alan Hetfield نوازنده گيتار و خوانده پاسخ مثبت می گيرد لارس در ۲۶

دسامبر ۱۹۶۳ در  کپنهاگ دانمارک و جيمز در ۳ آگوست ۱۹۶۳ در لس آنجلس

به دنيا آمده بودند  آنها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام  Metallica را انتخاب

کردند

ادامه در ادامه ی مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 1:38 AM توسط مریم |

 

سلااااااامی کوچک از راهی دووووووووووووووووووووووووووووووور

خووووووووووووووب این جمله رو تو مجله خوندم خودم که خیلی خوشم اومد

اگه خداااا آرزویی در دلت انداخت... بدون توانه رسیدن به اونو در تو دیده

                            

 یه روز ...  

 یه جایی ....

 یه جوری.......                                         

یه کسی ..........

 

 

            

 

 یه چیزی.............

صبر داشته باش..........

صبر داشته باش...............

 

فعلاْ باااااااااااااااااااای بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 

pn : این مورچه خیلی با حال سلام میکنه مگه نه

pn : فروغ         کلیک کنه پلیز

pn : آهنگ وبلاگ رو تصادفی گذاشتم یعنی هر دفه یه اهنگ لود میشه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 2:58 PM توسط مریم |

سلاااااااااااااااااام

خوبییییییییین ؟؟؟ ۱۳ بدر خوش گذشت  ما که خوش گذرندیم

قالب قبلی مشکل پیدا کرده فعلاْ این  قالب  رو گذاشتم ( البته فروغ  واسم  پیدا

کرده قالب رو میگم )

اگه کسی قالب خوشکل سراغ  داره بهم بگه اگه  صورتی  باشه که خیلی

خوب میشه ...خووووووووب آپ امروز یکم از بیوگرافیه     T.A.T.U

هستش .من که هم صداشونو دوست دارم هم خودشونو خیلی نازن

 

نام گروه:     تاتو یا تتو      T.A.T.U      

 

نام این گروه در روسی به معنای «این زن با آن زن مشغول است» می‌باشد

 

تاریخ تشکیل گروه : 2000  / مسکو /روسیه

 

اعضاء گروه :

 

Elena seveevan Katina

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Juliya Volkova 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

البته در زبان روسی اسامی به گونه ای دیگر تلفظ میشود :

 

Elena Katina  (Lena)

 

متولد 4 اکتبر 1984 مسکو است و 158cm قد دارد

 

Yuliya Volkova

 

متولد 20 فبریه 1985 مسکو و 154 cm قد دارد

 

 

یولیا ولنا از کودکی  با یکدیگر دوست بودند ، یولیا تنیس باز والبته  با لنا در

 

دوره های شنا و رقص   نیز همراه بود . آن دو از 14  سالگی خوانندگی را آغاز

 

کردند و در ابتدا خواننده گروه  کر بودند . لنا از سال  1994 تا 1997  عضو گروه

 

پاپ محلی childre بود و  بعد از آن به  گروهی که یولیا در آن عضو بود پیوست

 

در سال 1998 یولیا به خاطر مسایلی اخلاقی از گروه اخراج و به گروهی دیگر

 

رفت البته لنا سال بعد از این گروه خارج  شد.بعد از آن هر دو  به نواختن  پیانو

 

مشغول شدند .سال 2000 سال بخت  آن دو بود . ایوان شاپاپلوف ( در حال

 

حاظر مدیر برنامه های tatu است) در حال راه اندازی گروه پاپی بود و به همین

 

 دلیل در سراسر مسکو  و  روسیه به دنبال دو خواننده دختر بود تا سرانجام

 

یولیا و لنا در تست قبول شدند و رسما گروه تاتو تشکیل شد         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه تاتو به دلیل   همجنس گرایی  (   همجنس گرا بودن اين دو تنها يك

 

حـقه تبليغاتي براي فـروش بيـشتر ،  پيشنهادي از سوي مـدير برنامه هاي

 

 آنها بوده است ) شدیدا در سطح جهانی محبوبیت یافتند ، البته همین عامل

 

 باعث ممنوعیت پخش تعدادی از کلیپ های آنان در چند کشور جهان نیز شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 یولیا در رشته موسیقی و لنا در رشته روانشناسی  در دانشگاه مشغول

 

 تحصیل شدند . یولیا نیز یک دختر با نام  VIKTORIA  در حال حاضر دارد .و از

 

کارهای عجیب یولیا باید به خالکوبی نام عباس در پشتش اشاره کرد که نام

 

نامزد وی میباشد     ( به احتمال زیاد )         

 

گروه T.A.T.U  تا به حال توانسته اکثر جوایز بزرگ  موسیقی جهان نظیر جایزه

 

 MusicAWorldو MTV  و ... را به خود اختصاص دهد    

 

 

اجرای تاتو در شب دریافت جایزه ام تی وی هرگز از خاطره ها پاک نخواهد شد 

 

 در آن شب در کشور آمریکا محل برگزاری جایزه بزرگ MTV       تاتو آهنگ

 

 Ya Sochla Suma را اجرا میکردند که ناگهان صدها دختر با لباسهای  مدرسه

 

 وارد سالن شدند و همگی به لنا و یولیا پیوستند و بعد از چند لحظه لباسهای

 

خود را درآوردند این اجرا در سطح جهانی بسیار سروصدا به پا کرد

 

 

 

 

تاتو در سال     2003   آلبوم T.A.T.U Remixes       و در سال   2005   البوم

 

 Dangerous and Moving را راهی بازار جهانی کردند که آهنگ  All Abut As   

 

دوباره  توانست  جایگاه   تاتو   را در  موسیقی جهان  محکمتر کند  

 

 

 

       

 

خووووووووووووووووب اینم از پست امروز     راستی بازم شاید تلفن

 

خونه قط بشه    اگه قط شد ساله نو آینده از حالا مبارک باشه 

 

 

گل یادتون نره 

 

 

 

 

فعلاْ بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 

 

 

 

 

pn : این پستم یکم مخالف پیدا کرده اگه بده ببخشید ولی به نظرمن

 

خواننده های خوبی هستن بالاخره هر کی یه چیزی دوس داره     

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 3:36 PM توسط مریم |

سلام

مرخصی عید نصیبم نشد

ولی به مریم قول دادم اولین مرخصیمو برم پیشش

این از اون مرخصی واسم با ارزشتره    چون

خیلی دوسش دارم

محمود نوشته

بای بای

+ نوشته شده در جمعه 9 فروردین1387ساعت 9:24 PM توسط مریم |

 

 

ثلاااااااااااااام یه سلام با این ث آخه اینجوری لاغر تر میشه 

به به به به   تلفن وصل شد بالاخره

ساله نوی همتون مبارک  من اینقد حرف دارم نمی دونم

 از کجا شروع کنماز محموووود  خوبه هنوز مشهده شاید

واسه ۱۳ بدر مرخصی بهش بدن  شایدم ندن  

واسه چهار شنبه سوری چکار کردین خوش

گذشت ...اینجا خیلی خوب بود ...دخترای واحده بالایی رفتن جلوی در

 آپارتمان سیگارت مینداختن بعد به منم گفتن بیا

بعد تا یه پسر رد میشد جو گیر میشدن سیگارت و کپسولی و فشفشه

و دینامیت و ... با هم مینداختن  

بعد یه پسری بهشون گفت چخه چخه بعد منم اینقد  خندیدم که

 نگو  خیلی تیکه باحال و البته به جا بود بعد یه چیزی انداختن

رو زمین یه هو همه جا سیاه شد...بعد دخترای واحد بالایی هم کم اوردن

 حسابیمنم همش نگا می کردم می خندیدم یه هو پریا

 ( همون دختره واحد بالایی ) به خواهرش گفت این چیزا رو از کجا خریدی

خواهرش گفت از مریم من گفتم چیه خوب به این باحالی  

پریا : آبرومونو بردی...من گفتم یه چیزه باحال می خوام

من : به من چه مگه من فروشندم تازشم خیلی هم با حال بودن

بعد دیگه خیلی شلوغ شد تازه گاز اشک آور هم انداختن خیلی هم

شعار دادن ...

بگذریم اینقد تلویزیون نگاه کردم حرف زدن یادم رفته بعضی از ترانه

جدیدا خیلی با حالن آره ه ه ه   دنیا دیگه کاری با من ندااااره

دختر تهرون ....وای وای وا  نسا

 

خووووووووووووب دیگه هیچی راستی یه چیزایی واسه محمود گرفتم اینقد

خوشکلن که نگو یه گااااااااااااااااو گرفتم واسش اینقد ناااااااااازه

نمی دونم چرا ولی یه مدت به خر و الاغ علاقه پیدا کرده بودم ولی حالا فقط

 گاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو

 

۲ تا گردن بند هم گرفتم ... وقتی کناره هم باشن یه قلبه کامل میشن

 

دیگه هیچی گل بخرین فعلاْ باااااااااااای باااااااااااااای

 

pn : من می تونم ۶ تا کانال رو با هم نگا کنم تازه هم زمان با اونا فیلم

سینمایی هم می بینم  

 

pn : اینم یه عکسه خوشکل  تقدیم به آیلین     کلیک کن 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 2:48 PM توسط مریم |